معنی متقاطر
3 بازدید
[ مُ تَ طِ ] (ع ص) قطره قطره چکنده. (آنندراج) (از اقرب الموارد). هر آنچه می چکد و قطره قطره می ریزد. (ناظم الاطباء). - چیزی پیاپی گردنده. (آنندراج) (از منتهی الارب). گروه گروه پس از یکدیگر آینده. (ناظم الاطباء). و رجوع به تقاطر شود.
کلمات همقافیه با «متقاطر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طر» برای سرودن شعر