معنی متفرق گرداندن
6 بازدید
[ مُ تَ فَ رْ رِ گَ دَ ] (مص مرکب) متفرق گردانیدن. متفرق کردن. پراکنده کردن : پس برودت، اجزای آب را اندرحال جمود متفرق گرداند. (قراضهٔ طبیعیات ص ۹۲). و رجوع به مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «متفرق گرداندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر