معنی متفرق کردن
6 بازدید
[ مُ تَ فَ رْ رِ کَ دَ ] (مص مرکب) پراکندن. تفرقه انداختن. متشتت کردن. دور کردن جمع از یکدیگر.
کلمات همقافیه با «متفرق کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر