معنی متفرق گردانیدن
6 بازدید
[ مُ تَ فَ رْ رِ گَ دَ ] (مص مرکب) متفرق گرداندن. پراکنده کردن: ... او را چون هباء در مهب صبا آواره و متفرق گردانید. (ترجمهٔ تاریخ یمینی).
کلمات همقافیه با «متفرق گردانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر