معنی متفرس
6 بازدید
[ مُ تَ فَ رْ رِ ] (ع ص) تحصیل دانش نماینده بواسطهٔ نشان و علامت. (ناظم الاطباء). داننده بعلامت و نشان. (آنندراج) (از منتهی الارب). آن که مطلبی را از راه علامت و نشانه دریابد: و متفرسان نجوم و متکیسان طب. (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۱۲۵). و رجوع به تفرس شود. - حکم کننده. (ناظم الاطباء). حکم کننده از روی علامت و صور ظاهری. (از فرهنگ جانسون). - قیافه دان. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون). - کسی که در سواری خود را ماهر مینمایاند. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و رجوع به تفرس شود. - آن که ادعای فارسی میکند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «متفرس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رس» برای سرودن شعر