معنی متجزع
4 بازدید
[ مُ تَ جَ زْ زِ ] (ع ص) به نیم رس رسیده (خرما). تمر متجزع؛ بلغ الارطاب نصفه. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «متجزع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زع» برای سرودن شعر