معنی متجرم
5 بازدید
[ مُ تَ جَ رْ رِ ] (ع ص) شب گذشته و تمام گردیده. (آنندراج). سال تمام و شب در گذشته و روز در گذشته. (ناظم الاطباء). || دعوی گناه کننده بر کسی که نکرده است آن را. (آنندراج). اسناد گناه دهنده و تهمت زننده. || فاسق و گناهکار. (ناظم الاطباء). و رجوع به تجرم شود.[ مُ تَ جَ رْ رَ ] (ع ص) متهم و تهمت داده شده. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون).
کلمات همقافیه با «متجرم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رم» برای سرودن شعر