معنی مبوله
5 بازدید
[ مِ بْ وَ لَ ] (ع اِ) مبولة: و هر گاه که آماه اندر مؤخر دماغ باشد بیمار هر چه بگوید و بخواهد در حال فراموش کند چنانکه گاه باشد که مبوله خواهد تا بول کند چون مبوله پیش آرند فرامشت کرده باشد که او خواسته است. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). || میل برای بیرون کردن بول. (شیخ الرئیس ابوعلی سینا، از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مادهٔ قبل شود.
کلمات همقافیه با «مبوله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر