معنی مبولة
5 بازدید
[ مَ بْ وَ لَ ] (ع ص) سبب کمیز. یقال شراب مبولة. (منتهی الارب). هر چیز که سبب کمیز و بول گردد. یقال، الشراب مبولة. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ مِ بْ وَ لَ ] (ع اِ) کمیزدان که در آن بول کنند. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). قاثاطیر. (بحر الجواهر). کمیزدان و بول دان و مبول و گلدان. (ناظم الاطباء). ظرف شاش. شاشدانی. گلدان. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مبولة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر