معنی مبهر
6 بازدید
[ مُ هِ ] (ع ص) شگفت آورنده. (آنندراج) (ناظم الاطباء). || آن که توانگر شود بعد از فقر. (آنندراج). توانگر شونده پس از فقر و پریشانی. (ناظم الاطباء). || سوخته از گرمای نیمروز. (آنندراج). سوخته شده از آفتاب نیمروز. (ناظم الاطباء). || متلون در نرمی خود و درشتی در آن. (آنندراج) (ناظم الاطباء). || آن که نکاح کند با زن بهیرة. (آنندراج) (ناظم الاطباء). || به نیمروز رسنده. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مبهر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هر» برای سرودن شعر