معنی مبهرج
6 بازدید
[ مُ بَ رَ ] (ع ص) آب مهمل و غیرممنوع. (منتهی الارب) (آنندراج). آب مهمل که کسی را از وی منعی نباشد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || خون هدر و باطل. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || درهم مبهرج. (المعرب جوالیقی ص ۴۹). درهم ناسره. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مبهرج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رج» برای سرودن شعر