معنی مبهرم
7 بازدید
[ مُ بَ رَ ] (ع ص) رنگ کرده به گل کاجیره. و منه ثوب مبهرم. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از محیطالمحیط) (از اقرب الموارد). ثوب مبهرم. (از کلمهٔ بهرمان)، ای معصفر والبهرمان، العصفر. (الجماهر بیرونی ص ۳۵، از یادداشت دهخدا). به گل کاجیره رنگ کرده؛ ثوب مبهرم؛ جامهٔ بهرمانی. (یادداشت دهخدا).
کلمات همقافیه با «مبهرم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رم» برای سرودن شعر