معنی مبلول
4 بازدید
[ مَ ] (ع ص) ترکرده. (از مهذب الاسماء). تر. سرد و نمناک. (از آنندراج). نمدار و نمناک. (ناظم الاطباء). مرطوب. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مبلول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر