معنی مبلی
5 بازدید
[ مُ بَ لْ لی ] (ع ص) آن که ناقه را بر سر گور خداوندش بندد تا بمیرد. (آنندراج). آن که شتر بلیه را بر سر قبر صاحبش می بندد. (ناظم الاطباء). || آن که لباس می پوشاند. || کهنه کننده. || پاره کننده. || اتلاف کننده. (ناظم الاطباء).[ مُ ] (ع ص) کهنه کننده. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || پاره کننده. || اتلاف کننده. || آزماینده. || آن که سعادتمند می گرداند. (ناظم الاطباء). || پاک کننده. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون). || آن که کفایت میکند و راضی و خشنود می سازد. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون). || صاف کننده و جلا دهنده. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مبلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر