معنی مبارزوار
8 بازدید
[ مُ رِزْ ] (ق مرکب) چون مبارز. همچون مبارز. دلیر. رزمجو. بی باک و چالاک : بر اسب توبه سواره شوم مبارزوار بس است رحمت ایزد فراخ میدانم.سوزنی.
کلمات همقافیه با «مبارزوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر