معنی ماوردریز
3 بازدید
[ وَ ] (نف مرکب) ماءالوردریز. گلاب ریز: تا که هوا شد به صبح کوزهٔ ماوردریز بر سر سیل روان شیشه گر آمد حباب. خاقانی.
کلمات همقافیه با «ماوردریز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر