معنی ماوردی
6 بازدید
[ وَ ] (ع ص نسبی) منسوب است به ماورد که ساختن و خرید و فروش گلاب را می رساند. (از انساب سمعانی). گلاب گر. گلاب فروش. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || (اِ) بهترین نوع چوب عود. (از دزی ج ۲ ص ۵۶۶).[ وَ ] (اِخ) علی بن محمدبن حبیب بصری مکنی به ابوالحسن (۳۶۴-۴۵۰ هـ . ق.) از علماء و فقها و قضات مشهور عصر خویش بود. در بصره تولد یافت و در همانجا از ابوالقاسم صیمری و به بغداد از ابوحامد اسفراینی علم فقه آموخت و در شهرهای بسیار عهده دار منصب قضا شد. سرانجام در بغداد اقامت گزید و در زمان القائم بامراللََّه عباسی عنوان قاضی القضات یافت و در پیش خلفا منزلتی رفیع به دست آورد. ماوردی از فقهای شافعی بود و به مذهب اعتزال تمایل داشت. وی در بغداد وفات یافت و در «باب حرب» مدفون گردید. او را تألیفات بسیار است از آن جمله: ادب الدنیا و الدین. الاحکام السلطانیة. العیون و النکت. الحاوی در فقه شافعی. نصیحةالملوک. فی سیاسة الحکومات. اعلام النبوة. معرفةالفضائل. الامثال والحکم. الاقناع در فقه. قانون الوزارة و سیاسة الملک و جز اینها. و رجوع به وفیات الاعیان و اعلام زرکلی چ ۲ ج ۵ ص ۱۴۶ و روضات الجنات ص ۴۸۳ و معجم المطبوعات ص ۱۶۱۱ شود.
کلمات همقافیه با «ماوردی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر