معنی ماورد
3 بازدید
[ وَ ] (از ع، اِ مرکب) مخفف ماءالورد. گلاب. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): گویی که مشاطه زبر فرق عروسان ماورد همی ریزد باریک بمقدار.منوچهری. ماورد و ریحان کن طلب توزی و کتان کن سلب وز می گلستان کن دو لب آنجا که این چار آمده. خاقانی. از اندودن مشک و ماورد و عود به جودی شده موج طوفان جود.نظامی. غبار خط معنبر نشسته بر گل روی چنانکه مشک به ماورد بر سمن سایی. سعدی (کلیات چ مصفا ص ۷۳۵).
کلمات همقافیه با «ماورد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر