معنی مالداری
5 بازدید
(حامص مرکب) دولت و ثروت و غنا. (ناظم الاطباء). ثروتمندی. توانگری : سلطان عرب به کامکاری قارون عجم به مالداری.نظامی. || داشتن استر و خر و مانند آن بیشتر برای کرایه دادن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). دارای چارپایان بودن. || تربیت گاو و گوسفند و اسب: شغل اهالی کشاورزی و مالداری است. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «مالداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر