معنی مالدار
5 بازدید
(نف مرکب) صاحب مال و دولتمند. (آنندراج). غنی و پولدار و متمول و مالک و صاحب مال. (ناظم الاطباء). مال دارنده. دارای مال. ثروتمند. غنی. توانگر. دارا. صاحب ثروت. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): یکی مایه ور مالدار ایدر است که گنجش ز گنج تو افزون تر است. فردوسی. مالداران توانگر کیسهٔ درویش دل در جفا درویش را از غم توانگر کرده اند. سنائی. من مفلسم و تو مالداری من خالیم و تو خالداری.نظامی. مالداری را شنیدم که به بخل اندر چنان مشهور بود که حاتم طائی در کرم. (گلستان چ قریب ص ۱۰۹). || مالک ستور و حشم. صاحب مواشی. آنکه گاو و گوسفند و خر و استر و امثال آن دارد. صاحب چارپایان. آنکه رمه و گله و ایلخی دارد برای فروش یا اجاره یا فایده های دیگر. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || خرکچی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مالدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر