معنی مالده
5 بازدید
[ دِ هْ ] (نف مرکب) مال دهنده. منعم. معطی. بخشنده : جان بدهم و دل ندهم کاندر دل من هست مدح ملکی مال دهی شکرستانی.فرخی. از بهر آنکه مال ده و شادکامه بود بودند خلق زو به همه وقت شادمان. منوچهری. عطا از خلق چون جویی گر او را مال ده گویی به سوی عیب چون پویی گر او را غیب دان بینی. سنائی.[ دِهْ ] (اِخ) دهی از دهستان لفمجان است که در بخش مرکزی شهرستان لاهیجان واقع است و ۱۷۲ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «مالده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر