معنی ماسینیون
5 بازدید
[ نیُ ] (اِخ) لویی. خاورشناس فرانسوی (۱۸۸۳-۱۹۶۲م). وی به درجهٔ دکتری در ادبیات رسید و استاد «کلژدوفرانس» و «مدرسهٔ تتبعات عالیه» و رئیس «مؤسسهٔ تتبعات ایرانی» گردید و به عضویت فرهنگستان علوم اتحاد جماهیر شوروی و فرهنگستانهای سوئد، دانمارک، اسپانیا، هلند، بلژیک، افغانستان و ایران (عضو وابسته) انتخاب شد. ماسینیون در انجمنهای خاورشناسی بسیاری از کشورها مانند «انجمن سلطنتی آسیایی» انگلستان، «انجمن خاورشناسان» آلمان و «انجمن شرقی امریکایی» نیز به عضویت پذیرفته گردید. تألیفات مهم او دربارهٔ تاریخ و هنر و ادبیات شرق عبارتند از: «حلاج»، «تصوف از جنبهٔ فلسفهٔ مابعد طبیعی»، «چاپ دیوان حلاج» «اصناف و طبقات مراکش»، «نیاش ابراهیم در سدوم»، «شهر اموات در قاهره» و «مباهلهٔ مدینه و تقدیس فاطمه ع». (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «ماسینیون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر