معنی مؤونة
6 بازدید
[ مَ ئو نَ ] (ع اِ) بار. (آنندراج) (ناظم الاطباء). || نفقهٔ عیال و قوت روزانه. ج، مؤونات. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). مایحتاج معیشت چون نفقه و توشهٔ سفر. (آنندراج) (از منتخب اللغات). نفقهٔ عیال و اولاد که انسان از کشیدن آن درماند. (از تعریفات جرجانی). و رجوع به مؤنة و مؤنه و مؤونت شود. || رنج و محنت. (آنندراج) (از منتخب اللغات). رنج. ج، مؤونات. (دهار) (مهذب الاسماء). تعب. (آنندراج). || گرانی. (آنندراج). ثقل. مؤنة. رجوع به مؤنة شود.
کلمات همقافیه با «مؤونة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر