معنی مؤتفکات
6 بازدید
[ مُ ءْ تَ فِ ] (ع ص، اِ) بادهایی که برگردانند زمین را. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || بادها که از هر جهت وزد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). بادها که مختلف وزد از هر جهتی. (غیاث) (آنندراج). بادهای متفاوت درجستن. (مهذب الاسماء).[ مُ ءْ تَ فِ ] (اِخ) شهرهایی که برگردانده شدند بر قوم لوط. (منتهی الارب). شهرهای قوم لوط که زیر و زبر و سرنگون شدند. (ناظم الاطباء) (از غیاث) (از آنندراج). دیه های برگردیدهٔ مداین لوط. باژگون شدگان از شهرهای لوط. و طبری از محمدبن کعب قرظی نقل کرده است که مؤتفکات پنج شهر بوده است و آن: صعبه، صعدة، عمرة، دوما، و سدوم می باشد. پنج یا چهار شهر لوط که به روایت تورات به آتش آسمانی بسوخت و به روایات اسلامی بر زمین فروشد و آن سدوم و سه یا چهار شهر دیگر است. (یادداشت مؤلف). شهرهای قوم لوط. واحد آن مؤتفکة است. (مهذب الاسماء). و رجوع به مؤتفکة شود. بعد از آن ابراهیم با برادرزادهٔ خویش لوط هجرت کرد و از آنجا به زمین فلسطین رفت. جایی که مؤتفکات خوانند و آن پنج پاره دیه بود و قوم لوط آنجا بودند، پس لوط آنجا بماند. (از مجمل التواریخ و القصص ص ۱۹۰). لوط... برادرزادهٔ ابراهیم (ع) بود و به قولی پسرعم ابراهیم بود و ساره خوار او بود و خدای تعالی او را نبوت داد و به ولایت مؤتفکات فرستاد هفت شهر بود. بعضی مورخان گویند ولایت در بیابانی بود که میان سیستان و کرمان است و بعضی گویند مغرب بود. (از تاریخ گزیده ص ۳۵).
کلمات همقافیه با «مؤتفکات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر