معنی مؤتفکة

معنی مؤتفکة

6 بازدید
[ مُ ءْ تَ فِ کَ ] (ع ص) زیر و زبر گشته. منقلب شده. برگشته. برگردیده. ج، مؤتفکات. (یادداشت مؤلف). و رجوع به مؤتفکات شود.
[ مُ ءْ تَ فِ کَ ] (اِخ) نام هر یک از شهرهای لوط. ج، مؤتفکات. (یادداشت مؤلف): گویند در نزدیکی سلمیة بوده در شام؛ با اهالی اش یکجا سرنگون شد. فقط صد تن جان به سلامت بردند. صد خانه برای آن صد نفر ساختند و آن حوزه را سلم مأته نام دادند و بعد به سلمیة معروف شد. حضرت علی علیه السلام در نکوهش اهل بصره فرموده: یا اهل المؤتفکة! تاکنون سه بار ائتفاک [ انقلاب ] واقع شد و برخداست که بار چهارم این بلا را نازل کند. از این مطلب چنین برمی آید که ائتفاک به معنی انقلاب است و بعضی گفته اند: مراد از مؤتفکة مداین قوم لوط می باشد. (از معجم البلدان). شهری باستانی بوده در شام در نزدیکی سلمیه، پس از ویران شدن، مردم آن به سلمیه کوچ کرده اند. (از قاموس الاعلام ترکی). و رجوع به مؤتفکات شود.

کلمات هم‌قافیه با «مؤتفکة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «کة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید