معنی مأمول
5 بازدید
[ مَ ءْ ] (ع ص) امیدداشته شده. (ناظم الاطباء): مأمول و مرجو از کرم بزرگان و اصحاب فضل و کمال... (تاریخ قم ص ۳). || متوقع و امیدوار و آرزومند و منتظر. || (اِ) امید و انتظار. (ناظم الاطباء). || آرزو. آرمان : و باز این قسم دو نوعند، یکی نوع آنند که به استاد و تلقف و تکلف و خواندن و نبشتن به کنه این مأمول رسند. (چهارمقاله ص ۱۷). شب دراز دو چشمم بر آستان امید که بامداد در حجره می زند مأمول.سعدی.
کلمات همقافیه با «مأمول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر