معنی مأمورین
5 بازدید
[ مَ ءْ ] (ع ص، اِ) گماشتگان و کارگزاران و کارپردازان. (ناظم الاطباء). جِ مأمور: و قیمت نامچه را مأمورین و ناظر بیوتات مهر نموده به صاحبجمعان سپارند. (تذکرةالملوک ص ۱۰). محاسبهٔ کل رعایا و مؤدیان بعد از تشخیص و تسعیر قوس هر سال که عمال و مأمورین موافق دستور معمول مشخص نموده باشند... (تذکرةالملوک ص ۴۷). به اتفاق عمال و مأمورین بازدید روانهٔ محال می گردد و علامت حاصل را در حضور عمال و مأمورین گرفته وزن می شود. (تذکرةالملوک ص ۵۱).
کلمات همقافیه با «مأمورین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر