معنی مأموریت
5 بازدید
[ مَ ءْ ری یَ ] (ع مص جعلی، اِمص) حکم و فرمان و امر. || رسالت و اطاعت حکم. (ناظم الاطباء). || مأمور شدن. به کاری گماشته شدن. || (اِ) کار و وظیفهٔ خاص که انجام دادن آن به عهدهٔ کسی واگذار گردد.
کلمات همقافیه با «مأموریت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یت» برای سرودن شعر