معنی مأموریت داشتن
5 بازدید
[ مَ ءْ ری یَ تَ ] (مص مرکب) مأمور بودن. موظف بودن. انجام دادن دستوری را برعهده داشتن.
کلمات همقافیه با «مأموریت داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر