معنی مآکم
6 بازدید
[ مَ کِ ] (ع اِ) جِ مَأکَم و مأکمة. (منتهی الارب). جِ مَأکَمة. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به مأکمة شود. || در شاهد زیر از ترجمهٔ تاریخ یمینی به معنی پشته ها و تل ها به کار رفته است : همگنان را در اکناف مخارم و اعطاف مآکم آواره گردانید. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۳۲۳ و چ شعار ص ۳۱۳).
کلمات همقافیه با «مآکم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کم» برای سرودن شعر