معنی مآکل
6 بازدید
[ مَ کِ ] (ع اِ) جِ مَأکَل. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). جِ مأکل که مصدر میمی است به معنی خوردن و اطلاق این بر مأکول بطریق مجاز است از قبیل اطلاق مصدر بر مفعول چنانکه خلق به معنی مخلوق. (غیاث). چیزهای خوردنی و خوردنیها. (ناظم الاطباء): شاید که شیر از تشدید و تکلیفی که... بر خود نهاده است و از مآکل و مطاعم لطیف و دلخواه بر نبات و میوه خوردن اقتصار کرده عاجز آید و... (مرزبان نامه ص ۲۲۴). چه او را در مآکل و ملابس و همهٔ حالات به علاءالدین مشتبه بایستی زیست. (جهانگشای جوینی). - مآکل و مشارب؛ خوردنیها و نوشیدنیها. (ناظم الاطباء): زاهد کسی باشد که او را به آنچه تعلق به دنیا دارد مانند مآکل و مشارب رغبت نبود. (اوصاف الاشراف ص ۲۲). - ملابس و مآکل؛ پوشاکها و خوردنیها. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مآکل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کل» برای سرودن شعر