معنی لب دادن
6 بازدید
[ لَ دَ ] (مص مرکب) لب دادن ظرفی، پاره ای ظرفها جون مایعی از او سرازیر کنند در ظرف دیگر پراکنده نشود و آن را لب دادن گویند بر خلاف ظرفی که لب ندهد آب یا مایع مستقیم در ظرف زیرین فرو نریخته و به زمین ریزد. || صاحب آنندراج گوید: لب دادن، کنایه از بوسه دادن باشد. و رخصت دادن و بدین معنی مرادف زبان دادن است. (آنندراج): لب بخسرو ده و آنگاه به لاغ با مگس گو ز شکر دور مشو.امیرخسرو. لب بحرف نگار نتوان داد رخ بخون جگر نکرده نگار.ظهوری.
کلمات همقافیه با «لب دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر