معنی لب خاییدن
6 بازدید
[ لَ دَ ] (مص مرکب) خاییدن و گزیدن لب به علامت حسرت و ندامت و تعجب و نیز شرمسار کردن کسی را: لب چه خائی برای کشتن من خود فلک پشت دست میخاید.میرخسرو.
کلمات همقافیه با «لب خاییدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر