معنی لبرون

معنی لبرون

9 بازدید
[ لُ رُ ] (اِخ) سیاستمدار فرانسوی، مولد «مِرسی- لوهو» (مرُت اِ مُزل) بسال ۱۸۷۱ م. وی در ۱۹۳۱ به ریاست سنا انتخاب شد و در ۱۹۳۲ به ریاست جمهوری رسید.
[ لُ رُ ] (اِخ) شارل. نقاش فرانسوی مولد پاریس (۱۶۱۹ -۱۶۹۰ م.).
[ لُ رُ ] (اِخ) شارل فرانسوا. دوک پلزانس. سیاستمدار فرانسوی و سومین کنسول پس از هجدهم برومر. مولد سَن- سُوُر (مانش). (۱۷۳۹ -۱۸۲۴ م.).
[ لُ رُ ] (اِخ) پُنْس -دنی اکوشار. شاعر فرانسوی، مولد پاریس (۱۷۲۹ - ۱۸۰۷ م.). وی خویش را به لبرون پیندار ملقب ساخته بود.
[ لُ رُ ] (اِخ) الیزابت ویژه، دام. مشهور به مادام ویژه لبرون. نقاش، مولد پاریس (۱۷۵۵ -۱۸۴۲ م.).

کلمات هم‌قافیه با «لبرون»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ون» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید