معنی لبرون
9 بازدید
[ لُ رُ ] (اِخ) سیاستمدار فرانسوی، مولد «مِرسی- لوهو» (مرُت اِ مُزل) بسال ۱۸۷۱ م. وی در ۱۹۳۱ به ریاست سنا انتخاب شد و در ۱۹۳۲ به ریاست جمهوری رسید.[ لُ رُ ] (اِخ) شارل. نقاش فرانسوی مولد پاریس (۱۶۱۹ -۱۶۹۰ م.).[ لُ رُ ] (اِخ) شارل فرانسوا. دوک پلزانس. سیاستمدار فرانسوی و سومین کنسول پس از هجدهم برومر. مولد سَن- سُوُر (مانش). (۱۷۳۹ -۱۸۲۴ م.).[ لُ رُ ] (اِخ) پُنْس -دنی اکوشار. شاعر فرانسوی، مولد پاریس (۱۷۲۹ - ۱۸۰۷ م.). وی خویش را به لبرون پیندار ملقب ساخته بود.[ لُ رُ ] (اِخ) الیزابت ویژه، دام. مشهور به مادام ویژه لبرون. نقاش، مولد پاریس (۱۷۵۵ -۱۸۴۲ م.).
کلمات همقافیه با «لبرون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر