معنی لبروزی
8 بازدید
[ لَ ] (ص مرکب) کم روزی. گنجشک روزی. کردی خوردی. آش بقازنه (به ترکی): هرگز نبدم لب تو یارب روزی یابندهٔ تو نیست مگر لب روزی.یبغو.
کلمات همقافیه با «لبروزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر