معنی قیل و قال
6 بازدید
[ لُ ] (اِ مرکب، از اتباع) قال و قیل. گفت و شنید. مباحثه. (انجمن آرای ناصری): از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت یک چند نیز خدمت معشوق و می کنم. حافظ. || سر و صدا. جنجال. (فرهنگ فارسی معین):
کلمات همقافیه با «قیل و قال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر