معنی قیل و قال کردن
6 بازدید
[ لُ کَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از بحث و مباحثه و گفتگو کردن. (برهان) (ناظم الاطباء). || داد و فریاد کردن. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به قال و قیل شود.
کلمات همقافیه با «قیل و قال کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر