معنی قیطون
5 بازدید
[ قَ ] (اِ) به لغت مصری گنجینه. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). گنجینه. (برهان) (آنندراج). || خانهٔ خرد در خانهٔ کلان بلغت اهل مصر. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || کناره و حاشیه و سجافی که از ابریشم بافند. (ناظم الاطباء). قیطان. (آنندراج). رجوع به قیطان شود.[ ق ] (اِخ) شهری است در افریقیه و تا قفصه سه مرحله و تا نفطه یک مرحله فاصله دارد. (از معجم البلدان) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قیطون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر