معنی قیطول
6 بازدید
[ قَ ] (اِ) قلعه. حصار. (فرهنگ فارسی معین).[ قَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کفرآور بخش گیلان شهرستان شاه آباد، سکنهٔ آن ۱۵۰ تن. آب آن از هفت چشمه و رودخانهٔ کفرآور. محصول آن غلات، پنبه، توتون و شغل اهالی آنجا زراعت و گله داری است. مردم این ده از طایفهٔ مینشی هستند که در همان دهستان کفرآور تغییر محل میدهند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ قَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بخش هرسین شهرستان کرمانشاهان، این ده فعلاً مخروبه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «قیطول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر