معنی قمری آملی
7 بازدید
[ قُ یِ مُ ] (اِخ) سراج الدین. از شاعران است. در احوال او اختلاف است. بعضی او را خوارزمی و بعضی جرجانی دانند و غالباً گویند آملی است. گویند با عمادی شهریاری و کمال اسماعیل و اقران ایشان معاصر بوده و مداحی سلطان غیاث الدین ملکشاه خوارزمی را مینموده و در هر حال طبع خوشی داشت. او راست: سرافشان تیغ او در رزم همچون شمع در گرمی زرافشان دست او در بزم همچون شاخ در سرما سرشت طبع او با لطف همچون شیر با باده سنان رمح او با خلق همچون خار با خرما. (مجمع الفصحاء ج ۱ ص ۴۷۷).
کلمات همقافیه با «قمری آملی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر