معنی قلقنت
5 بازدید
[ قَ قَ ] (معرب، اِ) زاج کبود و یا زاج سرخ. (ناظم الاطباء). قلقنت و قلقطار و قلقند صبغی است اساکفه را و این کلمه ای دخیل است. (اقرب الموارد). و رجوع به فرهنگ شعوری ج ۲ ورق ۲۲۰ الف و رجوع به قلقند شود.
کلمات همقافیه با «قلقنت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نت» برای سرودن شعر