معنی قلقند
5 بازدید
[ قَ قَ ] (معرب، اِ) صبغی است اساکفه را. (اقرب الموادر). زاج سرخ را گویند. و بعضی زاج کبود را گفته اند. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (برهان). ماده ای است بین شب و زاج. رجوع به نخبة الدهر دمشقی ص ۸۰ شود. زاج سبز. (تحفهٔ حکیم مؤمن). نوعی از زاج است به رنگ سبز. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی) (فرهنگ شعوری ج ۲ ورق ۲۲ الف). رجوع به قلقنت و قلقطار شود.
کلمات همقافیه با «قلقند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر