معنی قلبشناسی
5 بازدید
[ قَ شِ ] (حامص مرکب) عمل قلب شناس : گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ یا رب این قلب شناسی ز که آموخته بود؟ حافظ. رجوع به قلب شناس شود.
کلمات همقافیه با «قلبشناسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر