معنی قلبشناس
5 بازدید
[ قَ شِ ] (نف مرکب) آنکس که سیم و زر قلب را شناسد. ممیز زری که در میانهٔ آن مس یا روی بود. (آنندراج). || که حق را از باطل تمیز دهد. که ریاکار را بشناسد.
کلمات همقافیه با «قلبشناس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر