معنی قصیة
8 بازدید
[ قَ صی یَ ] (ع ص) دور. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || شتر مادهٔ آسودهٔ نیکو و برگزیدهٔ نجیب که بر وی بار نکنند و ندوشند و او را جهت روزی ذخیره دارند. || شتر مادهٔ فرومایه. و این کلمه از اضداد است. ج، قصایا. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).[ قَ صی یَ ] (اِخ) نام یکی از طوایف بنی کعب خوزستان. (جغرافیای سیاسی کیهان).
کلمات همقافیه با «قصیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر