معنی قصیبة
5 بازدید
[ قَ بَ ] (ع اِ) دستهٔ موی پیچیده. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || میان دو پیوند نی. (منتهی الارب). انبوبة. (اقرب الموارد). ج، قصائب. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).[ قُ صَ بَ ] (اِخ) (یوم...) روزی است تاریخی مر عمروبن هند را بر تمیم. (مجمع الامثال میدانی).
کلمات همقافیه با «قصیبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر