معنی قصیب
5 بازدید
[ قَ ] (ع ص) شتر بازایستاده از شیر قبل از سیری. (منتهی الارب). القصیب من الجمال و النوق؛ الذی یمتنع من شرب الماء فیرفع رأسه عنه. یقال: بعیر و ناقة قصیب. (اقرب الموارد). مذکر و مؤنث در وی یکسان است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قصیب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر