معنی قشری
10 بازدید
[ قِ ] (ع اِ) پوست منجمد بالای شیر است که به فارسی سرشیر و چربهٔ شیر نامند و به هندی ملایی. (فهرست مخزن الادویه).[ قِ ] (ص نسبی) نسبت است به قشر. || آنکه تنها به ظواهر قرآن و حدیث و اوامر و نواهی گوش دارد و تأویل و قیاس و امثال آن را در امر دین روا ندارد. و از کلمهٔ ظاهری گاه همین معنی اراده کنند. رجوع به قِشر شود.[ قُ شَ ری ی ] (ص نسبی) نسبت است به قشیر، چنانکه در کتاب دارقطنی آمده است. (لباب الانساب). رجوع به قشیر و قشر [ قُ شَ ] شود.
کلمات همقافیه با «قشری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر