معنی قشط
7 بازدید
[ قَ ] (ع مص) برهنه و گشاده کردن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد): قشطه عنه؛ نزعه و قلعه و کشطه. و این از باب نصر و ضرب آمده است. قشط لغت تمیم و اسد است و کشط لغت قیس است. (اقرب الموارد). || به چوب دستی زدن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). فعل آن از نصر است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «قشط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شط» برای سرودن شعر