معنی قساء
5 بازدید
[ قَ ] (ع مص) قسا. سخت شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به قسا و قساءة و قساوة شود.[ قُ ] (اِخ) نام کوهی است. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).[ قُ ] (اِخ) نام جائی است. (معجم البلدان).[ قِ ] (اِخ) (ذو...) جائی است نزدیک ذات العشر و از منازل حاجیان بصره است و بین ماویه و ینسوعة واقع شده. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «قساء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر